سيد محمد على ايازى
236
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
يا به اين معنا كه در زمين ، إله ديگرى نيز هست . [ به هر حال ، ] از بعضى از اخبار ، آشكار مىشود كه ديصانى ، از دهريّون بوده است . پس ممكن است كه استدلالش بر اساس چيزى بوده باشد كه از ظاهر آيه ، توهّم مىشود و موافق افكار دهريون است كه هستى از مبدأ طبيعى پديد آمده و در نتيجه ، خداوند موجودى است كه در اجرام آسمانى و اجسام زمينى با هم ، حاصل شده است . امام عليه السلام نيز بر اين اساس چنين جواب دادند كه منظور آيه ، اين است كه خداى متعال ناميده شده به اين اسم در زمين و آسمان است ، و اين كه ظرف ، متعلّق به خداست يا در بر دارندهء معناى آن است ، مانند اين كه مىگوييم : فلانى ، قاضى در كشور است . « 1 » بررسى سند در مرآة العقول ، اين حديث حسن شمرده شده است ؛ امّا رجال مذكور در سند آن ، همگى متّصف به ثقه شدهاند . اين رجال ، عبارتاند از : على بن ابراهيم ، « 2 » پدرش ابراهيم بن هاشم « 3 » ، ابن أبى عمير ( محمّد بن أبى عمير ) « 4 » و هشام ابن حكم . « 5 » بر اين اساس بايد گفت كه سند اين حديث ، با توجّه به راويان آن ، صحيح است . جمعبندى و نتيجهگيرى 1 . بررسى متن در عرضهء مضمون بر قرآن حديث اوّل اين باب ، در بارهء نزول خداوند به آسمان ، سؤالى شده است و امام كاظم عليه السلام در اين باره جواب فرموده است . مطالب موجود در اين حديث ، تضادّى با آيات قرآن ندارد .
--> ( 1 ) . مرآة العقول ، ج 2 ، ص 71 - 72 . ( 2 ) . معجم الرجال ، ج 12 ، ص 212 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 212 . ( 4 ) . جامع الرواة ، ج 2 ، ص 50 . ( 5 ) . همان ، ص 213 .